تبليغاتX
.
( داریوش نقطه ی عطف صدا )

 

**  تو نه چناني كه منم **

 

 

اي توبه‌ام شکسته از تو کجا گريزم؟

اي در دلم نشسته از تو کجا گريزم؟
اي نور هر دو ديده بي‌تو چگونه بينم؟
وي گردنم ببسته از تو کجا گريزم؟

تو نه چناني که منم
من نه چنانم که تويي
تو نه بر آني که منم
من نه بر آنم که تويي
من همه در حکم توام
تو همه در خون مني
گر مه و خورشيد شوم
من کم از آنم که تويي

با همه اي رشک پري
چون سوي من برگذري
باش چنين تيز مران
تا که بدانم که تويي
دوش گذشتي ز درم
بوي نبردم ز تو من
کرد خبر هوش مرا
جان و روانم که تويي

تو نه چناني که منم
من نه چنانم که تويي
تو نه بر آني که منم
من نه بر آنم که تويي
من همه در حکم توام
تو همه در خون مني
گر مه و خورشيد شوم
من کم از آنم که تويي

مستم و تو مست ز من
سهو و خطا جست ز من
من نرسم ليک بدان
هم تو رسانم که تويي
زين همه خاموش کنم
صبر و صبر نوش کنم
عذر گناهي که کنون
گفت زبانم که تويي
گفت زبانم که تويي

تو نه چناني که منم
من نه چنانم که تويي
تو نه بر آني که منم
من نه بر آنم که تويي
من همه در حکم توام
تو همه در خون مني
گر مه و خورشيد شوم
من کم از آنم که تويي

تو نه چناني که منم
من نه چنانم که تويي

 

خواننده :  داريوش

ترانه‌سرا : مولانا جلال‌الدين رومي

آهنگساز :  فرزين فرهادي

تنظيم :  فرزين فرهادي




لينك ثابت نوشته شده در شنبه 1387/01/24ساعت 1:29 توسط ..:: نیما__پ ::..

 

** هو **

 

 

هان اي تن خاکي سخن از خاک مگو
جز قصه آن آينه پاک مگو
از
خالق افلاک درونت صفتي است
جز از صفت خالق افلاک مگو


تا شمع تو افروخته
پروانه شدم
با صبر ز ديدن تو بيگانه شدم

در روي تو بي‌قرار شد مردم
چشم
يعني که پري ديدم و ديوانه شدم

 

 

خواننده : داريوش _ رامش

ترانه سرا : مولانا جلال الدين رومی

آهنگساز : فرزين فرهادی 

تنظيم : فرزين فرهادی




لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه 1386/11/03ساعت 22:57 توسط ..:: نیما__پ ::..

 

** معشوق همين جاست **

 

اي قوم به حج رفته کجاييد، کجاييد
معشوق همينجاست بياييد، بياييد

معشوق تو همسايه و ديوار به ديوار
در باديه سرگشته شما در چه هواييد

اي قوم به حج رفته کجاييد، کجاييد

 

 

خواننده : داريوش - فرامرز اصلاني – رامش

ترانه‌سرا : مولانا جلال‌الدين رومي

آهنگساز : فرزين فرهادي

تنظيم : فرزين فرهادي




لينك ثابت نوشته شده در پنجشنبه 1386/10/06ساعت 0:36 توسط ..:: نیما__پ ::..

 

** غلام قمر **

 

من غلام قمرم غير قمر هيچ مگو
پيش من جز سخن شمع و شكر هيچ مگو
سخن رنج مگو جز سخن گنج مگو
ور از اين بي‌خبري رنج مبرهيچ مگو
من غلام قمرم غير قمر هيچ مگو
پيش من جز سخن شمع و شكر هيچ مگو
دوش ديوانه شدم عشق مرا ديد و بگفت
آمدم نعره مزن جامه مدر هيج مگو
گفتم اي عشق من از چيز دگر مي‌ترسم
گفت آن چيز دگر نيست دگر هيچ مگو
من به گوش تو سخن‌هاي نهان خواهم گفت
سر بجنبان كه بلي جز تو به سر هيچ مگو
من غلام قمرم غير قمر هيچ مگو
پيش من جز سخن شمع و شكر هيچ مگو
گفتم اين روي فرشته است عجب يا بشر است
گفت اين غير فرشته است و بشر هيچ مگو
گفتم اين چيست بگو زير و زبر خواهم شد
گفت مي‌باش چنين زير و زبر هيچ مگو
اي نشسته تو در اين خانه پر نقش خيال
خيز از اين خانه برو رخت ببر هيچ مگو
من غلام قمرم غير قمر هيچ مگو
پيش من جز سخن شمع و شكر هيچ مگو
من غلام قمرم غير قمر هيچ مگو
پيش من جز سخن شمع و شكر هيچ مگو
ني من منم، ني تو تويي، ني تو مني
هم من منم، هم تو تويي، هم تو مني
من با تو چنانم اي نگار خُـتني
كاندر غلطم كه من توام يا تو مني

 

 

خواننده : داريوش – رامش

ترانه سرا : مولانا جلال الدين رومي

آهنگساز : فرزين فرهادي

تنظيم : فرزين فرهادي




لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه 1386/06/26ساعت 23:41 توسط ..:: نیما__پ ::..

** چكاوك **

 

کجاي اين جنگل شب پنهون مي‌شي خورشيدکم
پشت کدوم سد سکوت پر مي‌کشي چکاوکم
چرا بمن شک مي‌کني من‌که منم براي تو
لبريزم ازعشق تو و سرشارم ازهواي تو
لبريزم ازعشق تو و سرشارم ازهواي تو
دست کدوم غزل بدم نبض دل عاشقم رو
پشت کدوم بهانه باز پنهون کنم هق هقم رو
گريه نمي‌کنم نرو
آه نمي‌کشم، بشين
حرف نمي‌زنم بمون
بغض نمي‌کنم، ببين
سفرنکن خورشيدکم ترک نکن من رو نرو
نبودنت مرگ منه راهي اين سفرنشو
نزارکه عشق من و تو اينجا به آخر برسه
بري تو و مرگ من از رفتن تو سر برسه
گريه نمي‌کنم نرو
آه نمي‌کشم، بشين
حرف نمي‌زنم بمون
بغض نمي‌کنم، ببين
نوازشم کن و ببين عشق مي‌ريزه از صدام
صدام کن و ببين که باز غنچه ميدن ترانه‌هام
اگرچه من به چشم تو کمم قديميم گُمم
آتشفشان عشقم و درياي پر تلاطمم
گريه نمي‌کنم نرو
آه نمي‌کشم، بشين
حرف نمي‌زنم بمون
بغض نمي‌کنم، ببين

 

ترانه سرا : ايرج جنتي عطايي

آهنگساز : فريد زولاند

تنظيم : ايرج جنتي عطايي




لينك ثابت نوشته شده در پنجشنبه 1386/06/01ساعت 23:18 توسط ..:: نیما__پ ::..

 

** روزنه **

 

تو روزنه نوري درخانه ظلمت پوش
ديباچه آوازي بر متن شب خاموش
چيزي به من از باران چيزي به من از پرواز
چيزي به من از گريه چيزي به من از آواز
مي‌بخشي و مي‌خوابي در بستري ازاعجاز
مي‌مانم و مي‌رويم درسنگر يک آغوش
بر متن شب خاموش
شب، حوصله مي سوزد وقتي که تو درخوابي
ظلمت همه دنياست وقتي تو نمي‌تابي
تنديسه تنهايي در خوابي و زيبايي
مهتابي و بر پيکر دوري و همينجايي
در خانه ظلمت پوش
چيزي به من از باران چيزي به من از پرواز
چيزي به من از گريه چيزي به من از آواز
مي‌بخشي و مي‌خوابي در بستري ازاعجاز
مي‌مانم و مي‌رويم درسنگر يک آغوش
بر متن شب خاموش
تو روزنه نوري درخانه ظلمت پوش
ديباچه آوازي بر متن شب خاموش
در سنگر يك آغوش

 

ترانه سرا : ايرج جنتي عطايي

آهنگساز : فريد زولاند

تنظيم : تيگران ساكيان




لينك ثابت نوشته شده در پنجشنبه 1386/05/25ساعت 23:51 توسط ..:: نیما__پ ::..

**  راه من**

 

اينک زيرنورافکن اوج شعرمن آخرين پرده
قصه، قصه مردي که غرورش را رها نکرده
هرچه، هرچه که بود مثل فانوس گرم و روشن بود
مثل هيچ کس نبود شبيه من بود، شبيه من بود
چون پرنده اگر لرزيدم زير باران اگر ترسيدم
وحشتم را به تو بخشيدم سقوطم را به چشم ديدم
تا فهميدم چه دل شکن بود
اين راه من بود، اين راه من بود
اين راه من بود، اين راه من بود
صد آه اگرکشيدم سايه‌يي را سر نبريدم
صد بار اگر بوسيدي من هزاران بار بوسيدم
زخم چين پيرهن هديه دوست وقت رفتن بود
هرگزبرنگشتم
اين راه من بود  اين راه من بود،
اين راه من بود، اين راه من بود
خواب خوب بي‌قفس بودن بي‌تو رفتن با تو برگشتن
خواب خنده لحظه به لحظه آخر خون ته شکنجه
اين تمام خواب وطن بود
اين کار من بود، اين کار من بود
درهم بودم برهم بودم اماخود خودم بودم
درهم بودم برهم بودم اماخود خودم بودم
ساده بودم،شبنم بودم زخم گل را مرهم بودم
کارم ازنو سرزدن بود
اين راه من بود، اين راه من بود
اين راه من بود، اين راه من بود
صد آه اگرکشيدم سايه‌يي را سر نبريدم
صد بار اگر بوسيدي من هزاران بار بوسيدم
زخم چين پيرهن هديه دوست وقت رفتن بود
هرگز برنگشتم
اين راه من بود، اين راه من بود
اين راه من بود، اين راه من بود

 

ترانه سرا : ايرج جنتي عطايي

آهنگساز : فريد زولاند

تنظيم : ايرج جنتي عطايي




لينك ثابت نوشته شده در پنجشنبه 1386/05/18ساعت 22:46 توسط ..:: نیما__پ ::..

 

** روز اول **

 

گفتي ازعشقم حذر کن چه بد کردم نکردم
يادم رو از سر بدر کن چه بد کردم نکردم
روز اول گفته بودي ولي از تو نشنيدم
توي آينه ديروز کاش که فردا رو مي‌ديدم
با توعشق آمد و گم شد هر چه بود زير و زبر شد
 لحظه‌ها خالي و خسته زندگي بيهوده‌تر شد
گفتي ازعشقم حذر کن چه بد كردم نكردم
فکر آزار و خطر کن چه بد کردم نکردم
عشق اولين تو بودي با تومن عشق روشناختم
اي تو عشق آخرينم رفتي و درد رو شناختم
با تو من عشق رو شناختم با تو من زندگي ساختم
ازکسي گلايه‌اي نيست اگه باختم به تو باختم
گفتي ازعشقم حذرکن چه بد كردم نكردم
عشقم رو از سر بدر كن چه بد كردم نكردم
هر کسي پس از توآمد خلوت من رو به هم زد
تو رو باز بيادم آورد اگر ازعاطفه دم زد
هرکسي پس ازتوآمد خلوت من روبه هم زد
سرنوشت من نبوده سرنوشتي که رقم زد
روز اول گفته بودي ولي از تو نشنيدم
توي آينه ديروز کاش که فردا رو مي‌ديدم
با توعشق آمد و گم شد هر چه بود زير و زبر شد
لحظه‌ها خالي و خسته زندگي بيهوده‌تر شد
گفتي ازعشقم حذر کن چه بد كردم نكردم
فکر آزار و خطر کن چه بد کردم نکردم
گفتي از عشقم حذر كن چه بد كردم نكردم
عشقم رو از سر بدر كن چه بد كردم نكردم

 

 

ترانه سرا : اردلان سرفراز

آهنگساز : فريد زولاند

تنظيم : تيگران ساكيان




لينك ثابت نوشته شده در شنبه 1386/05/06ساعت 23:14 توسط ..:: نیما__پ ::..

 

** موج **

 

 

من آن موجم که آرامش ندارم به آساني سر سازش ندارم
هميشه درگريز و در گذارم نمي‌مانم به يکجا بي‌قرارم
سفر يعني من و گُستاخي من هميشه رفتن وهرگز نماندن
هزاران ساحل رو ناديده ديدن به پرسشهاي بي‌پاسخ رسيدن
من از تبار دريا ازنسل چشمه سارم
رهاتراز رهايي حصار بي‌حصارم
ساحل حصارمن نيست پايان کار من نيست
همدرد و يارمن نيست کسي که يارمن نيست
درانتظارمن نيست
صداي زنده بودن درخروشم به ساحل چون مي‌آيم خموشم
به هنگاميکه دنيا فکر ما نيست براي مرگ هم در خانه جا نيست
اگرخاموش بشينم روا نيست دل ازدريا بريدن کار ما نيست
من از تبار دريا ازنسل چشمه سارم
رهاتراز رهايي حصار بي‌حصارم
ساحل حصارمن نيست پايان کار من نيست
همدرد و يارمن نيست کسي که يارمن نيست
درانتظارمن نيست
من آن موجم که آرامش ندارم به آساني سر سازش ندارم
هميشه در گريز و در گذارم نمي‌مانم به يک جا بي‌قرارم

 

ترانه سرا : اردلان سرفراز

آهنگساز : فريد زولاند

تنظيم : آنترانيك آساتوريان

 




لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه 1386/04/24ساعت 0:28 توسط ..:: نیما__پ ::..

 

** كار من **

 

 

منم که جنگلي بي زمين بود
به جرم کشف گـُل در اوين بودم
كنار هم‌ قفس تنهاترين بودم
تو ساكت بودي و من واژه چين بودم
ترانه مال مردم نت به نت پيدا ولي گم بود
تمام حسرت من بوي گندم بود
رؤيا خود بيداريه
زخم تو زخمي کاريه
کار تو بالا رفتنه
رها شدن کار منه
اين کار من بود، اين کار من بود
اين راه من بود، اين راه من بود

 

 

ترانه سرا : شهيار قنبري

آهنگساز : فريد زولاند

تنظيم : تيگران ساكيان




لينك ثابت نوشته شده در جمعه 1386/04/22ساعت 0:25 توسط ..:: نیما__پ ::..